تبلیغات
همیشه یه دلیلی برای لبخند زدن وجود داره...پیداش کن! - مطالب هفته سوم اردیبهشت 1396
 
همیشه یه دلیلی برای لبخند زدن وجود داره...پیداش کن!
زندگی پایانی دارد به همین نزدیکی ... هر چه میخواهی باش فقط در لحظه زندگی کن و از خودت راضی و خوشحال باش!!
سه شنبه نوزدهم اردیبهشتماه سال 1396
خداحافظ رفیق نارفیق من!
تو هم رفتی!

تو هم از کوی من چون دیگران بی اعتنا رفتی!
تو هم
با اولین بوران پاییزی چو انبوه درختان برگ و بر کندی
تو هم رفتی!

تو رفتی و نفهمیدی
که من دیوانه ات بودم
چه شوری در من افکندی
چه سان دلداده ات بودم!

تو رفتی و دل من مرد
رفاقت سوخت
صداقت را نخستین باد پاییزی ز پیش ما به یغما برد!

دل من بر یتیمان تو می سوزد
همه کوچه ز کوچ تو یتیم و بینوا گشته ست
تمام بیدلان اینک ز سوگت اشک می بارند
تمام بلبلان اکنون ز هجر خانمان سوزت ، سکوتی تلخ می رانند.
زمان در شیونت گویی چو قلبت منجمد ماندست
هوای دل ز بهت دوریت امشب چو احساس تو یخ بسته ست
درختان در نبود تو عجب بی تاب و لرزانند
تمام عاشقان امشب سرود گریه می خوانند!

خداحافظ رفیق نارفیق من!
تو رفتی و ندانستی
از این بیداد بیگاهت چه سان چون بید می لرزم!
چه سان برسوگ احساسم شبی صد شمع می بندم!

دلم هرگز نمی پنداشت تو هم چون دیگران باشی
تو هم چون بیوفا مردم
رفیق نیمه راه عمر من باشی!

تو رفتی و مرا بر لب نوای کاش و حسرت هاست
که ای کاش آن حبیب من محبت را به سر می برد،
که کاش آن نا رفیق من رفاقت را به سر می برد!

تو رفتی و من آخر هم نفهمیدم
چرا از عشق ترسیدیم؟!
چرا از بیم شور و مهر و شیدایی
مثال موج لرزیدیم؟!


خداحافظ رفیق نارفیق من!
خداحافظ نمی گویم تو را ای مهربان همراه!
که می خواهم تو را تا لحظه بدرود عالم یار خود دانم
که می خواهم
وجودم را فدای لحظه دیدار تو سازم
خداحافظ نمی گویم
نرو ! ای مهربان یارم
خداحافظ
.
.
نمی گویم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه نوزدهم اردیبهشتماه سال 1396
Image result for ‫باران عشق‬‎




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه هجدهم اردیبهشتماه سال 1396
به رهی دیدم برگ خزان **پژمرده ز بیداد زمان 
کز شاخه جدا بود

چو زگلشن روکرده نهان**در رهگذرش باد خزان
چون پیک بلا بود 

به رهی دیدم برگ خزان **پژمرده ز بیداد زمان 
کز شاخه جدا بود

چو زگلشن روکرده نهان**در رهگذرش باد خزان
چون پیک بلا بود 


ای برگ ستمدیده ی پاییزی
آخر تو ز گلشن ز چه بگریزی
روزی تو هم آغوش گلی بودی
دلداده و مدهوش گلی بودی

ای عاشق شیدا دلداده ی رسوا 
گویمت چرا فسرده ام 
در گل نه صفایی باشد نه وفایی
جز ستم ز دل نبرده ام
آه بار غمت در دل بنشاندم 
در ره او من جان بفشاندم 

تا شود نوگل گلشن و دیده شود 

رفت آن گل من از دست 
با خار و خسی پیوست 
من ماندمو صد خار ستم
این پیکر بی جان

به رهی دیدم برگ خزان **پژمرده ز بیداد زمان 
کز شاخه جدا بود

چو زگلشن روکرده نهان**در رهگذرش باد خزان
چون پیک بلا بود 

به رهی دیدم برگ خزان **پژمرده ز بیداد زمان 
کز شاخه جدا بود

چو زگلشن روکرده نهان**در رهگذرش باد خزان
چون پیک بلا بود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه هجدهم اردیبهشتماه سال 1396

همه دنیای من نگاه مریم

میشنم یه عمری چشم به راه مریم

منو می رسونه تا شبای رویا

چهره قشنگ و مثل ماه مریم

دلم آروم نداره بی قراره

گریه هر شبم بی اختیاره

گل مریم همه دار و ندارم

غیر مریم کسی رو دوست ندارم

نگا کن تو چشام مریم

عزیز رویاهام مریم

پس کی مال من میشی

من تورو میخوام مریم

نگا کن تو چشام مریم

عزیز رویاهام مریم

پس کی مال من میشی

من تورو میخوام مریم

 

آرزومه که بیاد مال خودم شه

تو نگاهش نشون از عاشقی باشه

دوست دارم دستاشو تو دستم بگیرم

وقتی که چشماشو میبنده بمیرم

دوست دارم زندگیمو براش بزارم

آسمونمو براش هدیه بیارم

بیشینم هر شب و هر شب سره راهش

تا چشمام بیوفته تو چشم سیاهش

نگا کن تو چشام مریم

عزیز رویاهام مریم

پس کی مال من میشی

من تورو میخوام مریم

نگا کن تو چشام مریم

عزیز رویاهام مریم

پس کی مال من میشی

من تورو میخوام مریم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه